Maybe continued in far future...

آن که می گرید یه درد دارد و آن که می خندد، هزار و یک درد...

یک ماهی رو در خدمت شما دوستان بودم و سعی کردم که با استفاده از نوشتار تعامل دوستانه ای رو بوجود بیارم. طبق قانون هرکسی از ظن خود شد یار من، هرفردی برداشت خودشو نسبت به وبلاگ و نویسندش داشت و این اتفاق کاملن طبیعیه. مخلص کلام این که قصد بودن در این دوره کوتاه، ایجاد نشاط ناشی از ارتباط دوستانه برای خودم و دوستان بوده. به قول معروف شاید زمانی دیگر افتخار در خدمت دوستان بودن را بیابم....

“I laugh, I love, I hope, I try, I hurt, I need, I fear, I cry. And I know you do the same things too, So we're really not that different, me and you.” The End

/ 19 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

درسته ،پس هر موقع وقت و حوصله داشتی بنویس، هر چند دیر به دیر ،وب خوبی داری[گل]

غریبه

دکتر وبلاگت پرطرفداره ها .... حیفه منتظر آپ بعدیت هستیم گر چه دیر باشد ابایی نیست منتظر می مانیم [گل]

دکتر ارنست

نه....! چرا من هرکیو آپ میکنم تعطیل میکنه وبلاگشو؟!! [گریه] وبلاگت حیف بود تعطیلش نکن! [ناراحت]

دکتر ناقلا

[گریه] عجب خداحافظی سوزناکییییییییییی... دیدم چند وقته نیستی دکتر! همینه پ...:( حیف شد... خوشحال شدم باهات آشنا شدم... حالا بعد از رزیدنتی اگه وقت کردی سر بزن به ما...بیا ببینم آخرش متخصص چی شدی... [نیشخند] مثکه جواب همه رو با گل میدی.. منم طیبیعی میکنم گل میدم بهت [چشمک] [گل] موفق باشی.

dr nazi

che oomadani che raftani?? chera bazia fek mikonan in weblog kh vaghte adamo migire?heyfe bekhodaaaaaaa

doki joon

بسیار موافقیم کمی تا قسمتی حالمان گرفته است. چشم خوب خونده بودم اما شب امت و شب قبلش نخوابیده بودم درنتیجه اطلاعاتم بوت نشد و افتادم. احساس سرخوردگی دارم[وحشتناک]